![]() |
![]() |
|
| منتظر |
|
حرف دلای خدای عشق مپسند این چنین بی حاصلم روشن از شمع صحبت کن شبستان دلم عشق و مرگ وقتی باران بی بهون می بارد وقتی تو کنارم نیستی وقتی صادقانه برای دیدارت اشک میریزم وقتی غریبانه به تو می اندیشم وقتی حتی جاده ها هم بوی انتظار میدهند ....... در میان این همه دلتنگی فریاد میزنم نفرین بر جدایی .............................................................................. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 15:41 توسط وحید |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 18:5 توسط وحید |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 18:2 توسط وحید |
|
|
صداي باران به مانند آه عاشقي است كه معشوقش را صدا مي زند با آمدن معشوق چهره اش نوراني مي شود و
نگين كماني بر چهره اش
تصوير مي شود
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 17:33 توسط وحید |
|
|
دلتنگم و تنها...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 17:29 توسط وحید |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 18:44 توسط وحید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 18:39 توسط وحید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 |
|
RSS
|